فعلا *_* رو به عنوان، عنوان قبول کنید... - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 12:39
چهار ساعت تمام تحمل کردن قیافه بس زیبای :| دبیر عربی واقعا صبر ایوب میخواد...بماند آن خاطره های خوشمزه(!)ای که اون بین مینا تعریف میکنه :/ برای مثال: "بچه ها یه روز داشتم باغچه رو اب میدادم زمین لیز بود خوردم زمین پام شکست" ( و شروع میکنه به قاه قاه خندیدن) جالب اینجاس با این که هیچکس به جز خودش نمی...
جایزه یا بهتر است بگویم یادگاری های با ارزش... - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 22:32
چقد خوب که با دیدنشون یاد اون روز افتادم...یکی از بهترین روزای زندگیم که هیچ وقت فراموشش نمیکنم...کاش ماشین زمان بود...که منو ببره به اون زمان...فک کنم اون موقع وضع بهتر از الان بود...حد اقل انقدرام از این دنیای کثیف سر در نمیاوردم...ده سال پیش شاید هم بیشتر یا کمتر...اون روزی که با دوست بابا رفتیم ...
درد دارم... - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 21:52
هیچ وقت فراموش نمیکنم آن درد های لعنتی را... قرمزی خون... آن اتاق تاریکو وحشتناک را...رنگ نفرت انگیز سبز پارچه هارا... آن آمپول بیهوشی که مجال جواب به سوال دکتر را نداد...آن جیغ های فرا بنفش ناشی از درد که تا مغز و استخانت را میسوزاند و هیچ مسکنی جوابگویش نبود و هنوز هم... نیست و...نیست... آن اشک ها...
شاید بتوان گفت...امروز، چه شد... - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 21:52
خوش حال از اینکه میتوانم تا ده ویا حتی تا ظهر بخوابم...اما ساعت شش به بعد چشمانم را هم میدوختی خواب سراغشان نمی امد...چقدر دلم هوای مدرسه و دوستانم را کرده بود اما حیف... هر شش ساعت یک ژلوفن...اما هنوز هم کمی درد... شاید با نقاشی کردن کمی درد را فراموش کنم...پس همین کارا کردم.....بازهم یک ژلوفن و کم...
در زنگ تفریحی پانزده دقیقه ای... - تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 15:45
نمیدانم به چی اما با صدای بلند میخندند و کله هایشان را باضرب به عقب میاندازند و بادست محکم روی میز میکوبند...توجه بیشتر بچه ها به انها و سوژه خنده شان که نمیدانم چیست و کیست جلب شده و از ان طرف سارا دستبند هایی که سامان نامی که همش از او میگوید،برایش خریده به جمعی از بچه ها نشان میدهد...خدای من هنوز...
پاییزست و دلم هوای انار میکند... - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 17:05
پاییزست و دلم هوای انار میکنددو دانهیکی برای من و یکی برای توپاییز بودصدای نفس باران باغ انار را پُر کرده بودنمیدانم چگونه انار دلم ترک برداشتبی بهانه نیمی را به تو دادمتا لبخندت اناری شودو نیمی را نگه داشتم...چه زیباست لبخندتچه بی بدیل اند لبانتواما من ...باز دلم انار می خواهددلت را اناری کننیمی بر...
یه وقتایی لازمه زمین بخوری...تا بفهمی... - تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 17:40
یه ﻭﻗﺘﺎیی ﻻﺯمه ﺯﻣﻦ ﺑﺨﻮﺭ ﺗﺎ ﺑﺒﻨ ﺎ ﺸﺘﺘﻦ ﺎ ﺑﺎﻋﺚ ﺭﺷﺪﺗﻦ ﺎ ﻣﺮﻥ ﺎ ﻫﻤﻪ ﺟﻮﺭﻩ می مونن!!! ﺎﻫ ﻻﺯمه ﺟﻮﺭ ﺯﻣﻦ ﺑﺨﻮﺭ ﻪ ﺯﺧﻤ ﺑﺸ ﺯﺧﻤﺎﺗﻮ ﺑﺎﺯ ﺑﺰﺍﺭ ﺗﺎ ﺑﺒﻨ ﺎ ﻧﻤ ﻣﺎﺷﻦ ﺎ ﻣﺮﻫﻢ ﻣﺰﺍﺭﻥ ﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺩﺭﺩﻥ ﺎ هم ﺧﻮﺩه درد ﻫﻮﻗﺖ ﺗﺎ ﺯﺧﻤ ﻧﺸ ﻧﻤﺘﻮﻧ ﺑﻔﻬﻤ ﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﻨﻪ!!! ﺩﺳﺖ ﻪ ﺴﺎ ﻧﻤ ﻣﺒﻨ ﻪ ﺭﻭﺷﻮﻥ ﻗﺴﻢ ﻣﺨﻮﺭﺩ ﻭ ﻪ ﺴﺎ ﻣﺮﻫﻢ ﻣﺰﺍﺭﻥ ﻪ ﺍﺻﻼ ﺎﺩﺷﻮﻥ ﻧﻤﺮﺩ ﺯﻣﻦ ﻪ...
بیخیال تمام دلواپسی هایمان... - تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 6:18
بی خیال تمام دلواپسی هایمان به موسیقی دلنوازگوش کن فنجانت راسربکش وبگذار آنقدرحالمان خوب باشد که یادمان برود امروزچندشنبه است ... متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این ...
بازم یه پست پاییزی :) - تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 6:18
پاییز برای بعضی ها دل انگیز است و برای بعضی ها غم انگیز…برای من فصل سردی دلهاست…فصل باریدن اشکها…فصل تنهایی قدم زدن روی برگهای نارنجی…فصل رقصاندن آتش سیگار در سیاهی و سکوت شب…اینروزها هوای دلم هم پاییزیست... #فلانی چرت نوشت : امروز اخرین شنبه ای بود که با خیال راحت از خواب بیدار شدیم -_- خدا شنبه ها...
پاییز کم کم داره خودشو نشون میده*** بارون ^،^ - تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 6:18

برچسب‌های مرتبط

زمزمه عشق | زمزمه عشق شعر | زمزمه عشق امروزی | زمزمه عشقی | زمزمه ی عشق | زمزمه های عشق | گروه زمزمه عشق | وبلاگ زمزمه عشق | رتبه زمزمه عشق ندارد زاهد | کتاب زمزمه عشق