افسوس که نوشتن هم چارهٔ هیچ دردی نیست!
-
تاریخ: 1395/12/29 ساعت: 9:26
بنظرت نوشتن کمکی به حالمان میکند؟ نوشتنم از همان زمانی آغاز شد که فهمیدم بعضی حرف ها را هیچ جوره نمی شود گفت و نمیشود شنید همهٔ ما حرف های زیادی را نگفته ایم و چیزهای زیادی را هنوز نشنیده ایم. شاید هم خودمان نمیخواهیم بگوییم و بشنویم. حال این گفتنی ها و شنیدنی ها میتوانند کسی را به زندگی برگردانند
زندگی هنوز هم جریان دارد
-
تاریخ: 1395/12/26 ساعت: 0:07
من! چشم هایت را ببند و کمی به حرف هایم گوش بده باید آرام بگیری می دانم شب های سختی را گذرانده ای می دانم خواب های بدی دیده ای و اشک های فراوان ریخته ای اما، من آمده ام تا هر آنچه گذشته فراموش کنی آمده ام تا لبخند بر لب هایت بگذارم آری هنوز زندگی را دوست دارم، هنوز خیلی چیزهاست که باید و باید و باید
عنوان اولین مطلب آزمایشی من
-
تاریخ: 1395/11/3 ساعت: 21:45
این متن اولین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد. مرد خردمند هنر پیشه را، عمر دو بایست در این روزگار، تا به یکی تجربه اندوختن، با دگری تجربه بردن به کار! اگر همه ما تجربیات مفید خود را در اختیار دیگران قرار دهیم همه خواهند توانست با انتخاب ها و تصمیم های درست تر، استفاده بهتری از وقت...
عنوان دومین مطلب آزمایشی من
-
تاریخ: 1395/11/3 ساعت: 21:45
این متن دومین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد. زکات علم، نشر آن است. هر وبلاگ می تواند پایگاهی برای نشر علم و دانش باشد. بهره برداری علمی از وبلاگ ها نقش بسزایی در تولید محتوای مفید فارسی در اینترنت خواهد داشت. انتشار جزوات و متون درسی، یافته های تحقیقی و مقالات علمی از جمله کاربر...
حرف نزدن ادم رو پیر میکنه
-
تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 15:40
چیزی که آدم رو پیر می کنه، گذر زمان نیست، حرف نزدنه. مگه آدم چقدر می تونه حرف رو حرف بذاره و بریزه ی توی خودش؟ کلمه روی کلمه بچینه و شهر و کوچه هاش رو بالا پایین کنه؟ آدم هر چقدر صبور، هر چقدر تو دار، یه جایی بالاخره کم میاره. یه جایی می بینی خسته ای از این خودت و خودت بودن، از این بی شنونده بودن. م...
زمزمه عشق
-
تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 15:40
مادربزرگ حواسش به شمعدانی ها بود گاه حتی همین که چرخی میزد کنارحوض نگاهشان می کرد کافی بود برای قد کشیدنشان بعدها فهمیدم عشق مراقبت میخواهد چیزی مثلِ زمزمه ی اینکه حواست به من باشد... :| +راستی... گوگولی بلاگرِــشونم :دی (عکس)
واسم شده یه آرزو
-
تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 15:40
نمیشه گفت چقدر درستِ یا غلط ولی بعضی آدَم ها اینقدر دوست داشتنی هستن که دلت نمیاد نباشن، حتی اگه بودنشون درست نباشه... آدم نمی تونه همه چی و همه کَس رو با هم داشته باشه... خیلی بده جایی باشی که هیچ کاری از دستت برنیاد... نه اینکه بر نیاد، بر میاد؛ ولی اونی نباشی که خودت می خوای واسم شده یه آرزو...! ...
خوبی؟ ((؛
-
تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 15:40
خوبی؟ خوبی؟ از آن سوال های مبهم است. یعنی از آن سوال هایی که خیلی مهم است چه کسی آن را بپرسد. مثلا زیور خانوم، زنِ حسن آقای بقال، وقتی از آدم می پرسد خوبی؟ برایش مهم نیست تو خوبی یا نه. فقط می خواهد چند لحظه تو را معطل کند که حسابی وراندازت کند تا فردا شب که با صغری خانوم مشغول چانه زنی ست، حرفی داش...
در ساعت صفر...
-
تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 13:20
روزهای عجیبی را میگذرانم روزهایی که دلم میخواهد ساعتها پشت پنجره بنشینم ، خیابان را نگاه کنم ، بدون اینکه انتظار کوچکترین اتفاقی را داشته باشم دلم سکوت میخواهد ، سکوت محض ، مثل وقتی که به اعماق آب میروی، مثل غرق شدن ، همه چیز تاریک و تاریک تر میشود ، ساکت و ساکت تر دلم حتی نوشتن هم نمیخواهد ، وقتی چ...
خز پست :)
-
تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 13:20
انتخابات شورای دانش آموزی بود هرکس به هر نحوی تبلیغ میکرد که رای بدهند بهش...بنظرم جایزه بهترین تبلیغ رو باید به ایشون تقدیم کرد :| به هنگام سخنرانی جمله: زیاد حرف نمیزنم...هرچی کرمتونه دیگه. رو به زبان آورد :| و در نتیجه نفر اول انتخاب شد :| و سال بالایی ها با دیدن چنین اتفاقی در حالی که به افق خیر...
گذشت، گذشتیم...ولی چه حیف
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 7:15
همیشه، ساده از کنار ساده ترین لحظاتمان گذشتیم از چای خوردنهای کنار هم از مرافعه های شیرین بر سر آخرین دانهء سیب زمینی توی بشقاب D: از نیمکت همیشگی مان توی پارک، از بستنی فروشی شلوغ سر چهار راه، از آدمهایی که زیر و بم روحشان را بلد بودیم، از آدمهایی که زیر و بم روحمان را بلد بودند،(حیف..) از دوستت دا...
شاید (صرفا) جهت خالی کردن عصبانیت...
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 16:45
تنها کسی بود که توی کلاس میشناختمش..شناختن که نه قبلا چند باری دیده بودم و ازش شنیده بودم...کاملا تنهای تنها بودم...او هم...گفت آبجیم میشی؟ قول میدم تا وقتی زنده ام تنهات نزارم..چی بهتر از این؟! وقتی بین اون همه غریبی این بهترین پیشنهاد بود... آبجیش "بودم" خیلی دختر خوب و مهربونی "بود" خوشم میومد که...
لعنت بر کسی که فردا بیست نگیرد...
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 16:03
یه روز خوب ^_^ در حال خوندن ریاضی |:
اما هنوز یادت نرفته.....
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 13:58
خوب می شود دختر! خوب می شود یادت می رود همه اش را یادت می رود می روی با خواهرت جینگیل میخری. تیرامیسوی خیس می خوری. با بچه ها فیلم می بینید و عکس های خل خلانه می گیرید. بهار(♥) را دوبار کاملا اتفاقی میبینی و کلی خوشحال میشوی. با خاله ژامبون مرغ و قارچ می خوری تمام مدت فکر می کنی که چرا قارچ هایش از ...
شکار لحظه ها
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 13:58
خجالتم خوب چیزیه واقعا :| جغله های پر رو |: حرمت این ریش سفید منم نگه نداشتن :| نشستم زل زدم بهشون بلکه خجالت بکشن...دیدم نه -__- یکم دیگه میموندم کار به جاهای خاکبرسری میرسید :/ شبکه پویام داره میزنه رودست پی ام سی :/ بهتون هشدار میدم -_- در صورت مشاهده چنین صحنات مبتذلی (مبتظل-مبتضل-مبطزل-مبطضل-مب...
درست همون موقع ای که نیاز داری با یکی حرف بزنی همه غیبشون میزنه...
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 6:13
باید خودم را ببرم خانه باید ببرم صورتش را بشوید... ببرم دراز بکشد... دلداریش بدهم که فکر نکند...بگویم که میگذرد ...که غصه نخورد ... باید خودم را ببرم بخوابد... من بشدت خسته س...
امروز...
-
تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 7:11
خوش حال از اینکه میتوانم تا ده ویا حتی تا ظهر بخوابم...اما ساعت شش به بعد چشمانم را هم میدوختی خواب سراغشان نمی امد...چقدر دلم هوای مدرسه و دوستانم را کرده بود اما حیف... هر شش ساعت یک ژلوفن...اما هنوز هم کمی درد... شاید با نقاشی کردن کمی درد را فراموش کنم...پس همین کارا کردم.....بازهم یک ژلوفن و کم...
یادگاری...
-
تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 7:11
چقد خوب که با دیدنشون یاد اون روز افتادم...یکی از بهترین روزای زندگیم که هیچ وقت فراموشش نمیکنم...کاش ماشین زمان بود...که منو ببره به اون زمان...فک کنم اون موقع وضع بهتر از الان بود...حد اقل انقدرام از این دنیای کثیف سر در نمیاوردم...ده سال پیش شاید هم بیشتر یا کمتر...اون روزی که با دوست بابا رفتیم ...
وژدانن من راضی نیستم -__-
-
تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 1:34
حاضرین در سایت : یک نفر وژدانن برو بخواب من راضی نیستم -__-
وقتی همچین عکسیو اون ته مهای گالریت پیدا میکنی...
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 19:41
به به چه سبزه های قشنگی :/ چه درختای سرسبزی :/