خرید بک لینک


و اگر نگذارند سیگار بکشی، ادامس بجوی، فریاد بزنی، فحش بدهی، مست کنی، با صدای سرسام اور موزیک گوش بدهی، وسایل اتاقت را خورد خاکشیر کنی، اصلا نیمه شب ها از خانه بزنی بیرون و درتاریکی مطلق کوچه ها راه بروی انقدر بروی تا دیگر نایی برای نفس کشیدن نداشته باشی انوقت است که مجبور میشوی به حرف زدن روی بیاوری و این بسیار خطرناک تر است. چون آتُ آشغال ها و ترشُحات ذهنی خود را به خورد دیگران میدهی و در ذهنشان تلنبار میکنی.

مغزهایی میمانند در مرز متلاشی شدن!

اینجا اتاق و تمام وسایلش دور سرم میچرخند، صندلی و چوب لباسی تانگو میرقصند. عروسک ها هو میکشند. شانه موهایم را میکِشد، پتو با قدرت هرچه تمامتر مرا در اغوش میفشارد، انگار که با بالشت دست به دست هم داده اند تا خفه ام کنند.

چندی میگذرد که سکوت وحشتناکی تمام اتاق را فرا میگیرد و چیزی به سنگینیِ یک خلأ در من شروع جولان دادن میکند!

برچسب: نویسنده: اشکان اسدیان تاريخ: سه شنبه 5 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:16

صفحه بندی